X
تبلیغات
روز امتحان

روز امتحان

سیاسی- اجتماعی - فرهنگی

با گذشت 35 سال از عمر انقلاب اسلامی ایران، بازخوانی اسناد تاریخی بجای مانده از دسیسه ها و توطئه های ابرقدرتهای غربی بویژه آمریکا و واکاوی رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بیانگر آن است که نه تنها نمی توان به قدرتهای استکباری دنیا اعتماد کرد که باید همه راههای نفوذ آنها در کشور و ملت را مسدود کرد؛ زیرا آنها با هوشیاری کامل از کوچکترین فرصتی برای نفوذ و رخنه در سطوح مختلف جامعه اعم از عوام و خواص بهره می گیرند تا به اهداف خود در مقابله با نظام اسلامی ایران دست یابند. آنچه در ادامه می آید مروری مجمل بر مهمترین وقایع 35 سال توطئه، تهدید و انواع فشار بر جمهوری اسلامی ایران است:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اندیشمندان و سیاستمداران آمریکایی برجسته از جمله هنری کیسینجر، وقوع انقلاب اسلامی را تراژدی برای غرب برشمرد و سقوط شاه را بزرگترین شکست آمریکا پس از جنگ جهانی دوم دانست. دولت آمریکا در اولین اقدام خصمانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران در سال 58 قطعنامه نقض حقوق بشر در کنگره این کشور را به تصویب رساند. از جمله اقدامات دولت آمریکا در براندازی نظام جمهوری اسلامی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

طراحی جنگهای داخلی و حمایت از هر نوع مخالفت با حکومت ایران، اعمال تحریم های نفتی پس از تسخیر لانه جاسوسی در سال 58، بلوکه کردن دارایی های ایران در خارج از کشور، طراحی کودتا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی در قالب آزاد سازی گروگانها که به شکست این عملیات در صحرای طبس منجر شد، تحریم اقتصادی ایران از سال 59، طراحی کودتای نوژه، همراهی با عربستان سعودی در تشویق عراق به حمله نظامی به ایران و حمایت از صدام، خارج کردن عراق از فهرست کشورهای حامی تروریسم برای ارسال تسلیحات و کمکهای مالی به این کشور، تشدید تحریم های اقتصادی و تسلیحاتی در سال 61، طراحی کودتای قطب زاده و شریعتمداری برای ترور امام خمینی(ره)، مذاکره با منافقین، کاهش قیمت نفت از 27 دلار به 9 دلار در سال 64، حمله به کشتیهای تجاری و سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس در سال 66، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس در سال 67، افشای کمک 5 میلیارد دلاری آمریکا به عراق در طول جنگ و افشای ارسال باکتریهای کشنده بمنظور ساخت تسلیحات میکروبی و بیولوژیکی در سال 69.

با پایان یافتن جنگ تحمیلی و شکست عراقی که مدعی بود ظرف سه روز تهران را به تصرف خود درخواهد آورد، آمریکا علاوه بر اذعان به پیشرو بودن ایران در طول این 8 سال با ارسال پیامهای محرمانه ای خواستار مذاکره با ایران شد. سیاست آمریکایی ها در دهه 70 از آنجا که راههای نفوذ مستقیم آنها در ایران از بین رفته بود بر روشهای غیرمستقیم از جمله اعمال فشارهای اقتصادی و تحریمهای بیشتر، اختصاص اعتبار برای سرنگونی نظام اسلامی از طریق جاسوسان متمرکز شد بطوریکه 18 میلیون دلار برای سرنگونی ایران در اختیار سازمان سیا گذاشت و 20 میلیون دلار نیز برای کمک نظامی به مخالفان جمهوری اسلامی اختصاص داد. در سال 76 با روی کار آمدن دولت اصلاحات، آمریکایی ها که پیش از آن بارها آمادگی خود را برای مذاکره با ایران اعلام کرده بودند سه شرط برای مذاکره قرار داده و سرمایه گذاری شرکتهای خارجی در صنعت نفت و گاز ایران را 50 درصد کاهش دادند. می توان گفت از سال 76 به بعد رویکرد آمریکایی ها که بر تغییر فضای فرهنگی ایران استوار بود با تاسیس رادیو فردا، راه اندازی بخش فارسی زبان اخبار رادیو آزادی، افزایش رفت و آمد وابستگان سیاسی و نظامی آمریکا به ایران، مانور پیرامون برقراری مذاکرات و عادی سازی روابط با ایران آمریکایی ها را به تغییر نظام در ایران امیدوار کرده بود بطوریکه مقامات آمریکایی اعلام کردند زمان پایان تحریم علیه ایران فرا رسیده است. در سال 78 نیز تحریم پسته و فرش ایران لغو شد. اما هوشیاری ملت ایران در برخورد با نفوذ بیگانه رویای بازگشت آمریکا به این کشور را به کابوسی برای بیگانگان تبدیل کرد و بر شدت خشم و نفرت آنها از ایران انجامید بطوریکه ایران در سال 80 محور شرارت نامیده شد. همچنین تبلیغات سوء علیه برنامه هسته ای و موشکی ایران سبب شد اختصاص بودجه های کلانی برای براندازی نظام ایران در دستور کار دولت آمریکا قرار بگیرد تا جاییکه ایران به فهرست سیاه دولت آمریکا پیوست و در سال 84 به حمله نظامی تهدید شد. در سالهای پس از آن تا امروز نیز گزینه نظامی از روی میز دولت آمریکا کنار نرفته و علاوه بر آن شاهد تشدید تحریم ها از یک سو و درخواست مذاکره از سوی دیگر بوده ایم. اما رهبر فرزانه انقلاب با اشاره به عملیات خرابکارانه دشمن علیه ایران اینچنین مذاکره ای را مذاکره ندانسته و بدبینی خود را نسبت به مذاکره اعلام کرده و می فرماید:

«...دشمن برنامه‌هايش اينهاست: فشار اقتصادى، تهديد نظامى، جنگ روانى براى اثرگذارى بر روى افكار عمومى؛ هم در داخل كشور، هم در سطح بين‌المللى؛ ... در كنار همه‌ى اين كارها، آمريكائى‌ها شعار مذاكره را هم از دست نميدهند! حالا تحريمهاى يكجانبه هم هست، قطعنامه هست، تهديد نظامى هم هست، اما مذاكره هم مطرح ميشود؛ هِى مكرر در مكرر: ما حاضريم با ايران بنشينيم مذاكره كنيم! اما در قضيه‌ى مذاكره... رئيس جمهور محترم و ديگران ميگويند ما اهل مذاكره‌ايم، بله، ما اهل مذاكره‌ايم؛ اما نه با آمريكا. علت هم اين است كه آمريكا صادقانه مثل يك مذاكره‌كننده‌ى معمولى وارد ميدان نميشود، مثل يك ابرقدرت وارد مذاكره ميشود. ما با چهره‌ى ابرقدرتى مذاكره نميكنيم. ابرقدرتى را بگذارند كنار، تهديد را بگذارند كنار، تحريم را بگذارند كنار، براى مذاكره يك هدف و نهايت مشخصى فرض نكنند كه بايد مذاكره به آنجا برسد... جمهورى اسلامى نه، زير بار اين فشارها نخواهد رفت؛ او هم به سبك خود به هر فشارى پاسخ خواهد داد. به زورگوئى متوسل نشوند، از نردبان ابرقدرتى كه نردبان پوسيده‌اى هم هست، پائين بيايند، اشكالى ندارد؛ اما تا وقتى كه آنجور است، امكان ندارد.(1)»

امام خامنه ای همچنین در بیان علت عدم خوشبینی به مذاکره با آمریکا می فرمایند:

«...من به این گفتگوها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ی ما نشان میدهد كه گفتگو در منطق حضرات آمریكائی به این معنی نیست كه بنشینیم تا به یك راه حل منطقی دست پیدا كنیم؛ منظورشان از گفتگو این است كه بنشینیم حرف بزنیم تا شما نظر ما را قبول كنید! هدف، از اول اعلام شده است؛ باید نظر طرف مقابل قبول شود. لذا ما همیشه اعلام كردیم و گفتیم كه این، گفتگو نیست؛ این، تحمیل است و ایران زیر بار تحمیل نمیرود. من به این اظهارات خوشبین نیستم، اما مخالفت هم ندارم... بر اساس تجربه و نگاه به صحنه، با دقت و كنجكاوی، برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام ‌شدن مذاكرات هسته‌ای نیست. آمریكائی‌ها دوست ندارند گفتگو‌های هسته‌ای تمام شود و مناقشه‌‌ی هسته‌ای حل شود؛ وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاكرات و حل این مشكل بودند، راه حل، بسیار نزدیك و بسیار آسان بود. ایران در مسئله‌ی هسته‌ای، فقط میخواهد حق غنی‌سازیِ او ــ كه حق طبیعی‌اش است ــ از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان كشورهائی كه مدعی هستند، اعتراف كنند كه ملت ایران حق دارد غنی‌سازی هسته‌ای را برای اهداف صلح‌آمیز در كشورِ خودش و به دست خودش انجام دهد؛ این توقعِ زیادی است؟ این آن چیزی است كه ما همیشه گفته‌ایم؛ آنها همین را نمیخواهند... هدف آنها طبق تلقی‌ و برداشتی كه من دارم، این است كه میخواهند این قضیه باقی بماند تا بهانه‌ای باشد برای فشار؛ كه آن فشارها برای فلج ‌كردن ملت ایران است. البته به كوری چشم دشمن، ملت ایران فلج نخواهد شد.(2)»

امام خامنه ای همچنین با اشاره به ژست تبلیغاتی آمریکا و دعوت همیشگی از ایران برای مذاکره، علت بدبینی به آمریکا را غیرمنطقی و غیر اعتماد خواندن آمریکاییها عنوان کرده و با انتقاد از دشمنی های پیاپی و رفتارهای غیرصادقانه آنها دعوت به مذاکره را یک امر تبلیغاتی برشمرده و می فرمایند:

«بحث مذاكره را پيش كشيدند، كه ايران بيايد بنشينيم مذاكره كنيم. همين رفتار غيرمنطقى، در اين دعوت به مذاكره هم وجود دارد. غرض آنها حل مشكلات و مسائل نيست؛ غرضشان يك كار تبليغاتى است براى اينكه به ملتهاى مسلمان نشان دهند كه ببينيد اين نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ايستادگى، اما عاقبت مجبور شد بيايد باب مصالحه و گفتگو را با ما باز كند. وقتى ملت ايران اينجور است، شماها چه ميگوئيد ديگر؟ اين را براى خاموش كردن و نااميد كردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان كه امروز در بسيارى از كشورهاى اسلامىِ اينها نسيم بيدارى وزيده است و به خاطر اسلام احساس عزت ميكنند، لازم دارند. از اول انقلاب، اين يكى از هدفها بود. امروز هم همين هدف را دنبال ميكنند.... در تبليغات وانمود ميكنند كه اگر ايران با آمريكا سر ميز مذاكره بنشيند، تحريمها برداشته ميشود. اين هم دروغ است. هدفشان اين است كه با وعده‌ى برداشتن تحريمها، ملت ايران را وادار كنند كه اشتياق به مذاكره‌ى با آمريكا پيدا كند. تصور آنها اين است كه ملت ايران ديگر از تحريمها به ستوه آمده‌اند، پدرشان دارد در مى‌آيد، همه چيز به هم ريخته است؛ پس ما بگوئيم خيلى خوب، بيائيد مذاكره كنيد تا تحريم را برداريم، يكهو جمعيت ملت ايران راه بيفتند كه بله، بيائيد مذاكره كنيم. اين حرف هم از همان حرفهاى غير منطقى و همراه با فريب و يك وسيله‌اى براى زورگوئى است.... مقصودشان از مذاكره، واقعاً يك گفتگوى عادلانه و منطقى نيست؛ مذاكره يعنى شما بيائيد حرفهاى ما را قبول كنيد، تسليم شويد، تا ما تحريمها را برداريم. خب، اگر ملت ايران ميخواستند تسليم شوند، چرا انقلاب كردند؟ ملت ايران انقلاب كردند براى اينكه از زير يوغ آمريكا خارج شوند؛ حالا بيايند بنشينند باز مجدداً تسليم شما شوند؟ اين، اشكال اول. اشكال بعد اين است كه تحريمها با مذاكره برداشته نخواهد شد؛ اين را من به شما عرض بكنم. هدف تحريمها چيز ديگرى است. هدف تحريمها خسته كردن ملت ايران است، جدا كردن ملت ايران از نظام اسلامى است. مذاكره هم كه انجام بگيرد، اگر ملت ايران باز در صحنه باقى باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، اين تحريمها وجود خواهد داشت.(3)»

رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به نیات پلید آمریکا در تعامل با کشورها و ملتهای دنیا این بدبینی را منحصر به ایران ندانسته و تاکید می کنند:

«... امروز ملت ايران بيدار است. چهره‌ى آمريكا نه فقط در ايران، که در منطقه شناخته شده است؛ ملتها به آمريكا سوء ظن دارند و اين سوء ظن قرائن متعددى براى آنها دارد؛ ملت ايران هم دست آمريكا را خوانده است، ميفهمد كه مقصود آنها چيست؛ ملت بيدار است. امروز اگر كسانى بخواهند سلطه‌ى آمريكا را مجدداً در اين كشور برقرار كنند، بخواهند از منافع ملى، از پيشرفت علمى، از حركت مستقل صرف‌نظر كنند براى خاطر رضايت آمريكا، ملت گريبان اينها را خواهد گرفت؛ بنده هم اگر بخواهم بر خلاف اين حركت عمومى و خواست عمومى حركت كنم، ملت اعتراض خواهد كرد؛ معلوم است. همه‌ى مسئولين موظفند منافع ملى را رعايت كنند؛ استقلال ملى را رعايت كنند؛ آبروى ملت ايران را حفظ كنند. (4)»

امام خامنه ای بارها با یادآوری تاریخ پر حادثه نظام اسلامی توطئه چینی غرب بویژه آمریکا علیه ایران را نشانه بارز خصومت و دشمنی آنها با اسلام برشمرده و تاکید می کنند مادامیکه آمریکا نه تنها در لفظ بلکه در عمل رفتار و منش خود را با ایران تغییر ندهد مذاکرات راه به جایی نخواهد برد. ایشان می فرمایند:

«اولا تغيير در الفاظ كافى نيست، كه حالا ما چندان تغييرى در الفاظ هم نديديم، تغيير بايد تغيير حقيقى باشد... اين تغيير نبايد فقط لفاظى باشد، نبايد با نيتهاى ناسالم باشد. يك وقت بگويند ما ميخواهيم سياست خودمان را تغيير دهيم، اما هدفها را عوض نميكنيم، تاكتيكها را عوض ميكنيم؛ اين تغيير، تغيير نيست؛ اين خدعه است. يك وقت تغيير، تغيير واقعى است؛ آن وقت بايد در عمل مشاهده شود.... تا وقتى دولت آمريكا روش خود را، عمل خود را، جهتگيرى خود را، سياستهاى خود را، مثل اين سى سال عليه ما ادامه دهد، ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت اين سى سال هستيم.... شما تغيير كنيد، ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد.(5)»


  منابع:

1. 27/5/89 بیانات در دیدار كارگزاران نظام

2. 1/1/92 بیانات در حرم مطهر رضوی

3. 28/11/91 بيانات در ديدار مردم آذربايجان‌

4. 19/11/91 بيانات در ديدار فرماندهان و جمعى از كاركنان‌ نيروى هوائى ارتش جمهورى اسلامى ايران‌

5. 1/1/88 بيانات در جمع زائران و مجاوران حضرت امام رضا (ع)

6. خبرگزاری فارس

  

منتشر شده در نشریه افق آینده استان قزوین

  بازتاب:

      خبرنامه دانشجویان ایران

     خبرگزاری تسنیم

  

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 20:2 توسط مریم نجیمی|

درج شده در هفته نامه «رسانه جنوب» با عنوان آیا می توانیم با آمریکا دشمن نباشیم؟

با مروری بر 35 سال خصومت و دشمنی آمریکا با ایران و نظام اسلامی، به خوبی می توان چرایی این نامگذاری را دریافت. علت اصلی اختلاف آمریکا با انقلاب ایران فراتر از یک عدم تفاهم ساده و در واقع به علت اسلامی بودن نظام برخواسته از آن است؛ زیرا اسلام، نظام اسلامى، حكومت اسلامى و جامعه‌ اسلامى، با ظلم و استكبار، با دست‌اندازى به زندگى مردم، با تجاوز به ملتها، با فرعونيت قدرتها و استبداد داخلی و بين‌المللى مخالف است. اين مخالفت هم فقط مخالفت قلبى نيست؛ بلکه مخالفتى است كه در مقام عمل و هر جایى كه اقتضاء پيدا كند، ظهور و بروز خواهد كرد. لذا آن كسانى كه اهل تجاوز و دست‌اندازى به منابع ثروت ديگران و اهل استكبار و فرعونيت در برخوردهاى سياسى خودشان هستند، با نظام جمهورى اسلامى قهراً مخالفند.

منش جمهوری اسلامی در طول 35 سال پس از تاسیس نظام اسلامی به صراحت نشان داده که بیش از هر چیز متکی بر یک «نفی» و یک «اثبات» است. جمهوری اسلامی از یک سو پیوسته به دنبال نفى استثمار، نفى سلطه‌پذيرى، نفى تحقير ملت به وسيله‌ قدرتهاى سياسى دنيا، نفى وابستگى سياسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنيا در كشور، نفى سكولاريسم اخلاقى، نفی اباحه گرى و نفى وابستگى اقتصادى و فرهنگى و سياسى به قطبهاى جهانى بوده و از سوی دیگر خواستار اثبات هويت ملى، هويت ايرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، اثبات مردم سالاری دینی و تلاش براى دست پيدا كردن بر قله‌هاى دانش. در واقع دلیل دشمنی آمریکا و هم پیمان اصلی آن در منطقه یعنی رژیم صهیونیستی را می توان همین دو مقوله دانست. به همین دلیل است که حضرت امام خمینی(ره)، رهبر فقید و فرزانه انقلاب اسلامی، بارها آمریکا را شیطان اکبر نامیده است.مقام معظم رهبری، امام خامنه ای نیز علت این نامگذاری را اینچنین بیان می کنند:

«آمريكايي‌ها باطن خود را نشان دادند. رئيس‌‏جمهور امريكا در نطق اخيرش، مثل كسى حرف مى‌زند كه تشنه خون انسان‏هاست! كشورها و ملتها را تهديد و متّهم مى‌كند. همه دنيا مى‌دانند كه شيطان بزرگ، امريكاست؛ اين يك حرف متّكى به دليل است. اين عنوان «شيطان بزرگ» براى امريكا، يك نام‏گذارى بى‌دليل نبود. شما به تاريخ سى، چهل سال گذشته نگاه كنيد؛ بيشترين كارشكنى را نسبت به نهضتهاى مردمى و مستقل، امريكا كرده است. بيشترين ترور شخصيتهاى مؤمن پاك‏دامن را در دنيا، دستگاه جاسوسى سياى امريكا كرده است. بيشترين حمايت را از رژيم‌هاى ضدّ مردمى در دنيا، امريكا كرده است. بيشترين فروش اسلحه و سلاحهاى مرگ‏بار را در دنيا امريكا كرده است. بيشترين چپاول و غارت را نسبت به ثروتهاى ملتها، امريكا كرده است. اين‏ها شيطنت است؛ پس بزرگترين شيطا‌ن‌هاست. البته اين كارها را شيطانهاى ديگرى هم در دنيا مى‌كنند، اما هيچ‏كدام به شيطنت آمريكا نيستند؛ پس او حقّاً شيطان بزرگ است.» (1)

در واقع اگر جمهوری اسلامی از همان ابتدای انقلاب بر شعار استقلال و آزادی خود پافشاری و ایستادگی نمی کرد، اگر نفوذ آمریکا را می پذیرفت و راضی به تحقیر توسط بیگانگان می شد و از هویت ملی و ارزشهای اسلامی دفاع نمی کرد، مطمئنا از دشمنی آمریکاییها کاسته می شد. اینکه آمریکاییها مدام دم از تغییر رفتار ایران می زنند، خواستار آن هستند که ایران دست از مقاومت و نفی خوی استکباری دولت ها برداشته و از این وجه اثباتی خود دست بکشد.

نظام جمهوری اسلامی با دنیای استکبار و بویژه آمریکا اختلافاتی دارد. این اختلاف ریشه در خوی ابرقدرتی آمریکا دارد؛ خویی که آمریکا برای ارضای آن و تسلط بر منابع کشورها در تمام طول حیات خود بارها به بهانه های مختلف به کشورها حمله نظامی کرده. پیش از انقلاب نیز آمریکا بر کشور نفت خیز ایران مسلط بود و ایران در واقع پایگاه اصلی استکبار در منطقه خاورمیانه به شمار می آمد. ايران كشورى بزرگ، ثروتمند و برخوردار از منابع بسيار مهم زيرزمينى است. دومين ذخيره‌ گاز در سطح دنيا، ذخيره‌ بسيار ارزشمند نفت و خيلى از منابع زيرزمينى ديگر متعلق به ايران است. جمعيت زياد، موقعيت جغرافيايى حساس، مرز طولانى در خليج فارس و درياى عمان از امتيازات ایران است. البته این طمع ورزی آمریکاییها منحصر به نفت و مختص این منطقه هم نبوده است، آمريكایى‌ها در آمريكاى لاتين، در آفريقا، در شرق آسيا برای تحکیم سلطه و قدرت خود دست به اقدامات گوناگونی می زدند.

پیروزی انقلاب اسلامی در چنین شرایطی با شعار مقابله با ظلم و استکبار و دفاع از حقوق ملتها ضربه محکمی بر پیکره نظام استکباری وارد ساخت. از سوی دیگر بقاى نظام اسلامى و پيشرفت آن، همچنین تاثیر فتوحات گوناگون نظام انقلابى در عرصه‌هاى مختلف نظامى، علمى، اجتماعى و سياسى بر روى ملتهاى ديگر در دنياى اسلام زخم آمريكائى‌ها را عميق‌تر كرد و اين، انگيزه‌ى آمريكا براى مخالفت با جمهورى اسلامى است.

آنچه سبب خوشنودی آمریکایی ها و کاستی از میزان دشمنی آنها می شود، آن است که «ملت ايران وابستگى را قبول كند، استقلال به دست آمده‌ خودش را از دست بدهد و به دست خودش دوباره تسليم قدرت آمريكا شود. آن‌ها از ملت ايران اين را توقع دارند و فشارهائى كه مى‌آورند، براى اين است. براى اين است كه دولتهاى جمهورى اسلامى را خسته كنند، ملت را خسته كنند؛ در بين راه، ملت بگويند ديگر بس است، ما خسته شديم؛ دولتها هم عقب بنشينند، تا آمريكا باز همان شيوه‌اى را كه در گذشته با اين كشور داشته و امروز با بعضى از كشورهاى ديگر دارد، دنبال كند. آن‌ها دنبال وابستگى‌اند.»(2)

البته مشکل دشمنی آمریکا با ایران یک طرفه نیست، بلکه دشمنی ایران و نظام اسلامی با آمریکا نیز به همین عمق است و مختص سالهای پس از پیروزی انقلاب نیست. چه بسا ملت ایران بیش از 50 سال تحت سلطه و سیطره استکباری آمریکا بوده است. از سال 1332 تاکنون بارها با توطئه ها و خیانت ها و فشارهای مختلف دولتهای آمریکا مواجه بوده است. به واقع می توان گفت اختلاف میان ایران و آمریکا مساله مرگ و زندگی است، مساله هست و نیست است.

تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی از اول انقلاب وجود داشته است. این تقابل که از نوع عملی نیز بوده است، به این معناست که برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی از راه های مختلف اقدامات گوناگونی صورت گرفته است. صدور قطعنامه، طراحی کودتای نظامی نظیر کودتای نوژه، مسدود کردن حسابهای بانکی ایران در خارج از کشور، تحریک عناصر ضد انقلاب و تشویق صدام به حمله نظامی علیه ایران، حمله نظامی به طبس، تحریم اقتصادی و نفتی از جمله تقابلهای عملی نظام استکباری با ایران است. بی اثر بودن تقابلهای عملی در توقف نظام اسلامی سبب شد این ابرقدرت استکباری در حوزه نظری نیز با ایران به مقابله بپردازد. تقابل نظری آمریکا با ایران به مبارزه اعتقادی و فرهنگی و مسائل اخلاقی منحصر می شود. از سوی دیگر در پی آن هستند که پیوند نظام با مردم را از بین ببرند. در واقع اساس سياست آنها اين است كه بتوانند بين نظام جمهورى اسلامى و مردم، گسيختگى به‌وجود آورند تا بتوانند بر جمهوری اسلامی پیروز شوند.

با توجه به پیشینه رابطه ایران و آمریکا و منش استکباری آمریکا، به نظر نمی رسد رابطه و مذاکره با آمریکا راهگشای تاریخ روابط تیره دو کشور باشد. آیت الله خامنه ای دلیل این امر را اینگونه بیان می کنند:

«يكى از سياستهاى اساسى‌مان قطع رابطه‌ى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونه‌اى است كه رابطه‌ با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد مي كند؛ آنجایى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نمي رويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نمي رويم. رابطه‌ سياسى با آمريكا براى ما مضر است. اولاً خطر آمريكا را كم نمي كند. آمريكا به عراق حمله كرد؛ در حالى كه با هم رابطه‌ سياسى داشتند، سفير داشتند؛ اين آنجا سفير داشت، آن هم اينجا سفير داشت. رابطه كه خطر جنون‌آميز و سيطره‌طلبانه‌ هيچ قدرتى را از بين نمي برد. ثانياً وجود رابطه براى آمريكائى‌ها وسيله‌اى بوده است براى نفوذ در قشرهاى مستعد مزدورى در آن كشور.... اينها اين خلأ را در ايران دارند؛ احتياج به پايگاه دارند، و پايگاه ندارند؛ اين را مي خواهند. احتياج به رفت و آمد آزاد و بى‌دغدغه‌ى مأموران جاسوسى و مأموران اطلاعاتى‌شان و ارتباطات نا مشروع آنها با عناصر سفله و مزدور دارند؛ اما اين را ندارند. ارتباط، اين را براى آنها تأمين مي كند... آن روزى كه رابطه‌ى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.» (3)

البته بر هیچ کس پوشیده نیست که ایران اهل مذاکره، ارتباط با سایر کشورها و حضور در مجامع جهانی است. اما مساله مذاکره و ارتباط با آمریکا مادامی که آمریکا از موضع ابرقدرتی بر میز مذاکره می نشیند و موجودیت ایران را به عنوان کشوری مستقل و اسلامی نمی پذیرد، راهگشا نخواهد بود. امام راحل عظیم الشأن مان می فرمودند: «اگر امريكا آدم شود، ما با او رابطه هم برقرار مى‌كنيم.» اما واقعیت آن است که آمریکا هنوز در فکر بازگشت به دوران پهلوی و احیای سلطه خود بر ایران است و با نظامی که مستقل است و می خواهد با سیاست خودش، از دین و عقاید و فرهنگ خودش الهام بگیرد مخالف است.

سوال مهم این است که آیا امکان رفع دشمنی آمریکا با ایران وجود دارد یا خیر؟ رهبر انقلاب اسلامی ایران، چه زیبا به این پرسش مهم پاسخ داده اند، آنجا که می فرمایند:

«آيا امكان رفع اين دشمنى هست يا نه؟ من دو پاسخ به اين سؤال دارم: يك پاسخ اين است: آن‌طور كه من نگاه مى‌كنم، به‌طور طبيعى چنين امكانى را نمى‌بينم. البته اين يك نگاه سياسى است؛ ممكن است يك آدم سياسىِ ديگر عقيده‌ ديگرى داشته باشد؛ اما من در حدّ معرفت خودم، با شناختى كه از اين كشور، از اين انقلاب و از اين ملت از يك سو، و شناختى كه از استكبار، از حكومتهاى استكبارى، از روابط دولتهاى استكبارى با ملتهاى ضعيف، از گذشته‌ تاريخ، از سرنوشت ملتها و از سخن متفكران سياسى دنيا در ياد دارم از سوى ديگر، اعتقاد ندارم به اين‌كه اين دشمنى از بين خواهد رفت. البته اگر بخواهم به دليل اشاره كنم، در يك جمله‌ى كوتاه مى‌توانم عرض كنم: دشمنى امريكا از بين نخواهد رفت؛ چون حكومت اسلامى صرفاً ايجاد يك نظام و رژيم جديد در يك كشور نيست؛ ايجاد يك الگوست. عيب كار براى امريكاييها اين است.آنها حاضرند كنار بيايند، اما به شرط اين‌كه جمهورى اسلامى، ديگر «جمهورى اسلامى» نباشد؛ «جمهورى» نباشد؛ «اسلامى» هم نباشد؛ نه متّكى به مردم و نه بر محور اسلام باشد. اگر اين‌طور شد، آن‌وقت با كمال ميل حاضرند جلو بيايند؛ در رأس حكومت هم هر كه باشد! آنها با اشخاص به عنوان اشخاص طرف نيستند؛ با جهت ها، با آرمانها و خطها طرفند. تا وقتى «جمهورى» است و «مردمى» است و تا وقتى بر محور اسلام است، من نمى‌بينم كه بتوانند دشمنى را متوقّف كنند.

پاسخ دوم: اگر فرض كنيم كه رفع دشمنى ممكن باشد، فقط با اقتدار و عزّت و استقلال ايران ممكن است؛ نه با ذلّت، نه با احتياج. اگر ايران اسلامى به همّت شما جوان ها و به همّت اين نسلِ رو به رشد امروز، مدارج علمى را طى كند و از لحاظ صنعت و صنعت برتر، فنآورى و فنآورى برتر و علمى كه امروز مورد نياز است، بتواند سهم وافرى را به خودش اختصاص دهد كه نتوانند به او زور بگويند؛ بتواند قدرت نظامى خودش و پايه‌هاى اقتصادى كشور را مستحكم كند، بتواند اين محروميتها را برطرف كند، بتواند از منابع سرشار و غنى اين كشور در همه جا بهره‌بردارى كند، بتواند معرفت سياسى را در آحاد مردم بالا ببرد، آن‌وقت ممكن است دشمنى آنها كم شود. بنابراين اگر ممكن باشد، آن روز ممكن خواهد بود.» (4)

منابع:
1. بيانات در ديدار كارگزاران حج و مسئولان برگزاركننده مراسم دهه فجر، بهمن ‌80
2. بیانات در ديدار جمعى از دانش‌آموزان و دانشجویان در آستانه‌ سالروز سيزده آبان، آبان 87
3. بیانات در دیدار دانشجويان دانشگاه‌هاى استان يزد، دی 86
4. بيانات در ديدار جمع كثيرى از جوانان استان اردبيل، مرداد 79‌

بازتاب:
خبرگزاری بسیج
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه خبری تحلیلی خبر در زندگی

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 1:0 توسط مریم نجیمی|

تقویم تاریخ....دیننننگ
35 سال پیش در چنین روزی مصادف با 12 بهمن 1357 هواپیمای عشق ایران زمین در مهرآباد به زمین نشست و امام خوبیها سرشار از آرامشی مقتدرانه و الهی پس از 15 سال تبعید پا بر خاک وطن نهاد...
اماما، اگر تقدیرمان نبود برای آمدنت جان دهیم یا شاهد آن روز زیبا باشیم اما بدان در صلب پدرانمان از ازل با خداوندت عهد کردیم تا پا در رکاب خلف صالحت باشیم و لحظه ای ازین افتخار دست نخواهیم کشید.
اماما، تا آخرین قطره خونمان را در رکاب نایبت فدای اسلام انقلابی ای میکنیم که منادی اش تو بودی و راهرویش عزیز دلمان، امام خامنه ای.
اماما، همه ما فرزندان ایران زمین سرباز سرافراز اسلام انقلابی تو باقی خواهیم ماند تا پرچم این انقلاب بدستان سلاله پاک فاطمه، امام خامنه ای به دستان یوسف زهرا، بقیه لله برسد.
اماما، به یاد همه شهیدان انقلاب 57، به یاد همه شهیدانی که برای پاسداری از حریم عقیله بنی هاشم جان در راه آرمان های اسلام فدا کردند برایمان از خداوند توفیق شهادت مسالت کن تا شرمنده لطف و احسان پروردگار در حسینی بودن و حسینی زیستن و حسینی ماندن نگردیم و با افتخار به دنیا اعلام کنیم "کلنا عباسک یا زینب"
.
.
به یاد شهید محمودرضا بیضایی که این روزها افسوس دمادمم شده است که او همسن و سال من بود و من کجا و او کجا.....
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 10:37 توسط مریم نجیمی|

توجه به خواست "مردم" که در دموکراسی هدف هستند بزرگترین دروغ و ظلم تاریخی است چرا که هر جای عالم که "مردم" چیزی را خواستند تروریستهای دولتی و دولتهای تروریست با آن مقابله کردند و خلافش رای دادند.

در واقع "مردم" واژه غلط اندازی است که اسیر مفهوم دموکراسی شده است!!! حال آنکه واقعیت آن است که مراد از مردم در دموکراسی "موافقان دولتهای زورگو" میباشد و لاغیر!

سند محکم این نظریه، مصادره قیامهای مردمی آنجا که خلاف خواست دولتهای تروریست در اقصی نقاط عالم است مثل مصر! یا سوءاستفاده از مخالفت جزیی مردم با یک اصل و آتش افروزی بسیار در جهت منافع دولتهای تروریست مثل سوریه و حتی فتنه 88 ایران!

ازین نمونه مثالها زیاد میشود پیدا کرد....
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 20:32 توسط مریم نجیمی|

در خصوص وعده های جدید آقای ریس جمهور در باب رابطه با آمریکا می توان گفت:

 صحبتهای اقای روحانی دو حالت دارد:

1. یا ایشون اعتقادی به عمق اختلافات امریکا با ما نداره. اختلافی که به تعبیر حضرت آقا ریشه در اسلامی بودن نظام ما داره و باز به پیش بینی ایشون این مشکلات فی مابین حل نشدنی باقی خواهد ماند تنها به علت عدم تغییر ماهیت آمریکا و برخوردهاش!

اگر اینطور فکر کنیم باید به اقای روحانی بگیم شما سیاستمدار که نیستی هیچ یک ابلهه ساده ای! البته بعید میدونم ایشون اینطور باشن!

2. این حرف و سخن ها فقط ظاهری زیباست برای فریفتن غرب! و اینکه غرب رو امیدوار کنن به ایجاد رابطه.
در اینحالت هم بعیده آمریکا و غرب اینقدر پخمه باشند که گول این لفاظی ها رو بخورند. در واقع گفتند که حرف مهم نیست و عملکرد مسیولان ایرانی مهم است!

بنابراین پیشنهاد میکنم:

مسیولان ایرانی بجای این وقت تلف کردن بیان مشکل اصلی آمریکا با ما رو که همون اسلامی بودن نظاممونه بلد(برجسته) کنن در دیدارهاشون و این مساله رو برای جهانیان در چنین دیدارهای بین المللی مطرح کنن و از آمریکا بخوان دست از این دشمنی برداره. 
دولت آمریکا در حال حاضر از محبوبیت خوبی در میان مردمش برخودار نیست. حتی در کشورهای دیگر هم داره دستش رو میشه. پس به این طناب پوسیده تمسک نجوییم به صلاح منافعمان است.
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 20:29 توسط مریم نجیمی|

یک پیشنهاد به رسانه ملی در جهت ارتقاء کیفیت صنایع و محصولات داخلی و بها دادن به تولید داخلی

چرا بخشهای خبری و برنامه های رسانه ملی فقط تصویر برگزیدگان جشنواره ملی کیفیت را نشان داده و نام و نشان و محصول آنها را اعلام نمیکند؟

در حالیکه اگر این برگزیدگان را با نام و نشان و محصول معرفی کند هم 1. کالای داخلی باکیفیت معرفی می شود، 2. مصرف کننده را به استفاده از کالای داخلی با کیفیت ترغیب می کند و 3. رقابت در میان تولید کنندگان برای ارتقاء کیفیت محصولاتشان افزایش می یابد.

تا چه زمانی رسانه ملی میخواهد در جهت منافع ملی رویکرد مادی و درآمدزایی داشته باشد؟
با توجه به رسالت رسانه ملی در تعلق به همه ایرانیان و ارتقاء کیفیت و سبک زندگی ایرانی -اسلامی انتظار می رود اقدامات موثر تری در راستای محصولات برتر و با کیفیت ایرانی به هموطنان صورت بگیرد. 
امید است این رسانه درآمدزایی در این بخش را فدای رسالت خویش کرده و در حمایت از تولیدکنندگان داخلی گامهای موثرتری بردارد.

نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت 20:23 توسط مریم نجیمی|

این عمر که می گذرد....

گاهی وقتها وقتی به روزهای گذشته عمرم نگاه میکنم جز حسرت در کوله بارم نمی یابم. خصوصا وقتی که در مقام مقایسه به هم سالانم برمی آیم آتش این حسرت بیشتر دلم را میسوزاند. آنگاه است که در میان هجمه تناقضات موجود میان واقعیات خودم و دیگران و باطن حقایق عالم دچار نفس تنگی میشوم ... 

میگویند موفقیت آن نیست که در ظاهر کسب کنی. موفقیت آن نیست که بر مسندی تکیه زنی. موفقیت آن نیست که خانواده دار شده باشی. موفقیت آن نیست که مدارج علمی را و بتبع درجات اجتماعی را یکی پس از دیگری فتح کنی. نه اینکه اینها موفقیت نباشد؛ نه. اصالت موفقیت با اینها نیست.

اصالت موفقیت تنها و تنها با قبولی در آزمایشات و ابتلایات الهی است که نصیب همه می شود. 

آنوقت است که دوباره نگاهی به پشت سر می اندازم و تمام حسرتها را از نظر میگذرانم و تنها به این فکر می کنم که آیا در امتحانات الهی نمره قبولی کسب کرده ام یا نه؟

سوالی که پاسخی جز خوف از عدم قبولی و رجا به رحمتش در بر ندارد. 

چه دشوار است زیستن.... چه، زیستن بمعنای عبودیت بیشتر و طی درجات قرب الهی است تا آخرین نفس از جان. پس در این وادی نام و مقام و شهرت و منصب و مال جز ابزاری برای امتحان نیست و آنچه دشوارتر است عمل به تکلیف در تک تک این لحظات برخورداری.

و البته فقر و ناداری هم از ابتلایات است. خداوند در سوره فجر میفرمایند گمان مبرید آنکه بدو عطا شده مورد توجه است و آنکه ازو دریغ شده فروگذاشته. بلکه هر دو برای امتحان مقرر شده است.

باشد که پیروز این امتحان باشیم.


نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 15:43 توسط مریم نجیمی|

این روزها فاز فمنیستی ام گل کرده و میخواهم بازهم برای دختران سرزمینم بنویسم:

حتما همه شما سریالهای کره ای را که بازار گرمی در تلویزون ایران دارند، دیده اید. چرا شخصیت پردازی سریالهای ایرانی به نسبت نمونه های کره ای به این اندازه ضعیف هستند! بطوریکه هیچ ایرانی با دیدن یک سریال وطنی امروزی هیچ حس خوبی از روابط آدمها نصیبش نمیسود. حتی اگر در فیلمی خوب سوژه پردازی شده باشد، بازهم رابطه قوی و سالمی میان شخصیتهای داستان وجود ندارد و هیچ تاثیری بر تحکیم نهاد خانواده ازین طریق گذاشته نمیشود. در حالیکه زن عنصر اصلی در تحکیم روابط خانوادگی بشمار می آید و نقش بسزایی در حفظ نهاد خانواده دارد. اما کافی است فقط یک قسمت از یک سریال کره ای را به تماشا بشینید! باوجودیکه سریالهای کره ای مملو از صحنه های رزمی است که شاید علاقمندان زیادی در میان خانمها نداشته باشد اما بخوبی می تواند حس خوبی را که در فیلمها و سریالهای ایرانی به تدریج با خیانت و بی وفایی جایگزین میشود یا حداقل بهایی به آن داده نمی شود ایجاد کند و همین شخصیت پردازی خوب علاوه بر اینکه بر ناخودآگاه افراد تاثیرگذار است بر رفتار فردی ایشان هم اثر دارد.
نکته ای که نویسندگان ایرانی در قصه پردازی کمترین توجهی به آن ندارند و فکر می کنند بتصویر کشیدن رابطه عاطفی میان شخصیتهای داستان حتما باید بشیوه های غیراخلاقی نشان داده شود حال آنکه در سریالهای کره ای که در تلویزیون جمهوری اسلامی نشان داده می شود این رابطه عمیق در میان دیالوگهای آنها وجود دارد و تاثیرگذاری بیشتری هم داشته است بگونه ای که کمتر دختر ایرانی را می توان پیدا کرد که مرد مورد علاقه اش به لحاظ شخصیت در داستانهای کره ای نباشد!
چرا اهالی فرهنگ و فیلم سازی با شخصیت پردازی خوب برای جوانهای این مملکت الگوسازی نمی کنند تا شخصیت کاراکتر یک سریال ایرانی مرد آرزوهای یک دختر ایرانی باشد نه یک مرد کره ای!
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 12:4 توسط مریم نجیمی|

یه وقتا با خودم فکر می کنم انصافه اینطوری باهاش وداع کردی و رفتی؟
با خودم فکر می کنم چطور از مادری که 20 سال در سرد و گرم روزگار نگذاشت سختی ببینی دل کندی و رفتی؟
چطور محبتشو، احساسشو ندیده گرفتی و رفتی دنبال پریدن؟
چطور...
بهتر که فکر می کنم می بینم این لحظه انتخاب برا تو هم سخت بوده. برا تو هم سخت بوده که چشم بر محبت و احساسش ببندی و ببری. 
درسته که آدمها در قبال دیگران مسیولن اما اولین مسیولیتشون در قبال خودشونه. 
درسته خداوند آدمها رو بواسطه نسب و سبب بهم وابسته می کنه اما بزرگترین تصمیمهای زندگی رو باید فارغ ازین وابستگی بگیری. 
باید در سخت ترین شرایط سخت ترین لحظه ها رو تجربه کنی تنهایی.
باید مسیر تولد تا عروج رو تنهایی انتخاب کنی و تنهایی پا توش بذاری و تنهای تنها بدون هیچ وابستگی به آغوش خدا بری...
گمان مبر برای او هم ساده بود گذشتن از تو که همه جانش بودی. ولی او نیز باید بتنهایی تصمیم بگیرد که راه را برای تو باز کند یا مسدودش کند. برای او که سرشار از محبت و عشق است نیز ثانیه ثانیه اش مثال جان دادن گذشت تا تصمیم گرفت تا تو بروی...
برای تو هم سخت بود این تصمیم. اما تو مردانه تصمیم گرفتی. دعا کن برای ما که مردانه زندگی کنیم و گاه تصمیم مردانه انتخاب کنیم.
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1392ساعت 13:18 توسط مریم نجیمی|

هو العظیم

امشب در برنامه راز، راز طرح های شیطانی توسعه مسجدالحرام آشکار شد. طرح هایی که بواسطه آنها انتظار می رود حریم کبریایی و ملکوتی خانه خدا مکدر شده و زایر این سرزمین نورانی مغلوب مصنوعات وهابیت انگلیسی شود.

چرا وهابیت انگلیسی؟

زیرا نمادهای انگلیسی این طرح توسعه به خوبی مشهود است. برج 602 متری ساعت یا همان برج شیطان معروف که از نظر طراحی و معماری نسخه ای از برج بیگ بن یا برج الیزابت در لندن انگلستان است اما از لحاظ ابعاد 6 برابر آن می باشد!

طرح توسعه مسجد الحرام که با تخریب 24 ساعته کوه ها و تپه های اطراف این سازه مقدس و تاریخی روز به روز پیشرفت می کند گویی قصد دارد نعوذ بالله خداوند را در خانه سنگی کعبه محصور کرده  و درب آن را قفلی از جنس قلوب قفل شده مشرکان وهابی بزند تا شاید عظمت و ابهت خانه کعبه را در مقابل بزرگی ساختگی سازه های غول پیکر سیمانی  اطراف آن کوچک بشمار آورد. 

آنچه مایه تاسف است سکوت مسلمانان در قبال این تحریف بزرگ تاریخی است. به عبارت دیگر وقتی مسلمانان از سر جهالت و نادانی در برابر این طرح های توسعه انگلیسی و ضد اسلامی مهر خاموشی بر دهان می زنند و صدای هیچ اعتراضی بلند نمیشود و حتی بدتر از آن در اماکن شریفه خود ما طرح های توسعه لجام گسیخته که عملا مضجع شریف و حرم امن امام زادگان را محصور به معماری غیراسلامی و اشرافی و غربی می کند و نه تنها کسی اعتراضی نمی کند بلکه صدای اعتراض و آگاهی بخش عناصر انقلابی و دغدغه مند در میان حجم انبوه برنامه های سیما و سریالها و نمایشها گم می شود! دیگر چه انتظاری می توان داشت؟

چگونه میتوان این سکوت را شکست؟ مگر با آگاهی؟ مگر با اطلاع رسانی؟

چگونه است که از اولین ساعات شروع روز تا آخرین ساعات پایانی آن بارها مغز مخاطب با انواع تبلیغات شستشو داده می شود ولی دریغ ازآنکه برنامه های مفید و اثربخش و بلاخص نادر را نه تنها تبلیغ و ترویج نمی کند که در آخرین ساعات روز به نمایش میگذارد. شاید با هدف کمتر دیده شدن! الله اعلم!

انتظار می رود سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان سرسخت ترین تریبون مدافع مظاهر  و اماکن مقدس غیرت بیشتری نسبت به این قبیل مسایل نشان داده و دست از لجاجت با آرمانها و اهداف معکوسش بردارد. 

شایسته است سیمای جمهوری اسلامی همانقدر که به جذب همه ایرانیان و مقابله با شبکه های فاسد ماهواره ای همت  گمارده ، تولیدات مستند و تلویزیونی عناصر انقلابی را ارج نهد و در ساعات خوبی از شبانه روز پخش کند. و بی مهری را که نسبت به جشنواره عمار روا داشت جبران کند.

خداوندا به ما توفیق بده با جهل مبارزه کنیم و متحد و یکپارچه به جهاد با شرک وهابیت بپا خیزیم


گزارش مشروح برنامه دیشب راز را در خبرگزاری تسنیم بخوانید.

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 1:26 توسط مریم نجیمی|

هو  الهادی

برنامه راز طالب زاده امشب بهانه ای شد تا چند کلمه ای با دوستان خودم درد دل کنم. اما درد دلی نه از جنس درد که از جنس جهاد!

شاید پیش خودتون فکر کنید که جهاد رو از رمزگشایی راز از مستند دردناک و زیبای مصطفی رزاق کریمی با موضوع جانبازان شیمیایی با نام خاطراتی برای تمام فصول برگرفته ام! اما نه! جهاد را از لابلای حرفهای صادقانه اش که از دغدغه ای بزرگ ناشی می شد دریافت کردم. دغدغه ای بزرگ برای مبارزه با جهل! آری، جهل...

وقتی از تضادها و تناقضات فکر ایرانیان خارج از کشور که  اغلب تحصیل کرده و به ظاهر فرهیخته هستند صادقانه و دردمندانه و بدون تمسخر سخن میگفت و ریشه این تضاد را جهل فرهنگی و عدم توجه به فرهنگ و تاریخ و باورها برشمرد به این فکر کردم که واقعا این جهاد  علیه جهل فرهنگی و باوری را چه زمانی باید در افکار و اعتقاداتمان آغاز کنیم؟

چرا  فرهیخته ایرانی نمی تواند از خود فرهنگی اش در خارج از مرزها سخن بگوید و فرهنگوران دیگر را نسبت به تاریخ و فرهنگ خود متقاعد کند؟

خیلی دور نرویم...در داخل کشور عزیزمان هم متاسفانه وضع بهمین منوال است. معدود و اندک شمارند جوانانی که سبقه فرهنگی و تاریخی و دینی خود را دانسته و شایسته از آن دفاع کنند! می دانید چرا؟ چون عمق دانسته هایمان از باورها و ارزشهایمان بسیار کم و در مقابل سطح و گستردگی آن بسیار زیاد است. لاجرم در چنین دریایی از معارف نمیتوان به خوبی غور کرد و با سر به زمین خواهی خورد!!! 

حال راه حل چیست؟

راه حل تنها و تنها کمر همت بستن و شروع مطالعه عمیق پیرامون تاریخ فرهنگ و دینمان است تا از این طریق عمق باورها و دانسته هایمان  افزوده شده و قابل ارایه در جمعهای دوستان و متفکران مذاهب و فرهنگهای مختلف باشد. باید جهاد و مبارزه علیه جهل و نادانی را هرچه سریعتر آغاز کرد تا بتوانیم دست پر در عرصه های مختلف از باورهایمان دفاع کنیم.

مطالعه را از کجا آغاز کنیم؟

از نظر مباحث دینی آنطور که صاحبنظران و متفکرین و علمای دین تاکید دارند مبانی فکری اعتقادی را آثار معلم شهید مرتضی مطهری بهتر از سایرین میتواند بسازد. پس چه بهتر که هر چه زودتر نسبت به این امر اقدام کنیم. خوشبختانه هم نسخه کتابی این آثار موجود هست و هم نسخه الکترونیک آن.

مباحث تاریخی و بویژه تاریخ انقلاب اسلامی از مشروطه تاکنون را که از اهمیت بسیاری برخوردار است میبایست در آثار دقیق به لحاظ تاریخی که حقایق را جمع آوری کرده باشند جستجو کنیم. انشالله یه سرچی میکنم و در همین جا اعلام خواهم کرد.

خداوندا توفیقمون بده تا با هرچه جهل و نادانی است مبارزه کنیم.


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 1:48 توسط مریم نجیمی|

بسم الله الرحمن الرحیم

7 ماهی می شود دست به قلم نبرده ام در این نگارستان...

امروز به خاطر آوردم کودک 4 ساله ام که 4 سال پیش در تب و تاب التهابات پس از انتخابات پا به عرصه حیات گذاشت را قدری است رها کرده و مشغول امورات دیگر شده ام. 

نتایح امتحان 24 خرداد که از یک سو با خوشحالی طیفهای مختلف مردم همراه شد غمی آغشته به بغض و اشک در دیدگانم جمع کرد؛ چرا که قله سرافرازی را با چشم می دیدم و راهی تا رسیدن به قله باقی نمانده بود که اینچنین خسته و نالان مسیر رفته را بخواهیم بازگردیم.

دل خوش می دارم به پیام مولایم که این امتحان بزرگ را نیز سرفرازی دیگر برای ملت ایران برشمرد و از تک تک ایرانی ها خواست برای اعتلای کشورشان حماسه حضور رقم بزنند و روح امید را در آینده جاری کنند.

دراین که حماسه سیاسی مد نظر آقا در مشارکت مردمی در انتخابات بود یا پس از این آغاز خواهد شد نقل قولها و حرف و حدیثها بسیار است و پراکندگی ذهن بی قرار و آشفته من نیز فرصت تحلیل را می رباید.

به قول عزیزی باید در شناخت خود از ملت تجدید نظر کنیم! و از منظری دیگر همینکه آقا در آخرین کلام پیش از انتخاباتشان همه را حتی آنانکه از نظام حمایت نمی کنند را دعوت به حضور کرد به این معناست که باید رهبری این نظام را هم بشناسیم و بیشتر به جامعه بشناسانیم که اگر چنین شد دیگر کسی سودای براندازی در سر نخواهد پروراند چرا که این نظام به اذعان منصفین حتی رئیس جمهور منتخب نیز نخواست از رای قلیلی که می توانست سرنوشت انتخابات را تغییر بدهد بگذرد و از آنها چونان رای مردم 4 سال پیش صیانت کرد.

کاش آنها که تهمت بزرگ تقلب را به نظام اسلامی وارد کردند و به قول آقا به این نظام لگد زدند، انصاف و عدالت و خدامحور بودن این نظام را به جان و دل می پذیرفتند، نه اینکه بر مدعای باطل خود اصرار کنند.


نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 17:27 توسط مریم نجیمی|

با موسسه غدیر پژوهی از عهد آدینه آشنا شدم. عهد آدینه جایی است برای عشق بازی. هر صبح گاه جمعه که به عشق یار تن نازکت را از خواب ناز بیرون می کشی و روانه خانه مصفای برترین عاشقان مولا در دل کوههای اطراف شهر یا همان تپه های نورالشهدایی که نامشان نهادند می کنی، با زمزمه دعای عهد روح زنگار گرفته و آلوده ات را می پالایی و در رودخانه خروشان و مواج ولایت آرام می گیری و تازه به عمق دانش نداشته ات برای دفاع و تبیین ولایت می رسی و اینکه در این روزگاری که دشمنان دین بالاخص وهابیت کمر همت بسته اند برای قطع ریشه شجره طیبه ولایت، وظیفه تو به عنوان یک مسلمان شیعه 12 امامی چیست و چگونه می توانی هم خود را از این گرداب جهل رهایی بخشی و هم نوری باشی برای روشنایی بخشیدن به تاریکی های جهالت و گمراهی. غدیر پژوهی این مسیر سخت و دشوار را برایت سهل و آسان می کند. روح ناآرام و سرگشته عاشقت را در زلال معارف ناب شیعی شستشو داده و تو را در دفاع مستدل از ولایت و غدیر و تبیین آثار و پیامدهای بهترین شیوه حکومت و زندگی یاری می رساند. آری، غدیرپژوهی جایی است که می توانی پرده از اسرار غیبت مولا برداری و امام جامعه بشری را که حی و حاضر است درک کرده و تا انتهای ظهور گام برداری.

هر سال در آستانه عید غدیر موسسه در جشن غدیرش از برترینهای دروه های آموزشی تقدیر کرده و یک سفر به سرزمین عشق و صفا، کربلا، میهمانشان می کند. امسال توفیق حضور در این جشن را برای پوشش رسانه ای اش داشتم. ساعت 2:30 به تالار اندیشه حوزه هنری مکان برگزاری جشن رسیدم. مراسم آغاز شده بود و حجت الاسلام والمسلمین سعید شاه آبادی مسئول موسسه مشغول ایراد سخنان ابتدایی و خیر مقدم به حضار بود. طبق اعلام ایشان هم اکنون در تهران، اصفهان، قم، مشهد و سبزوار مراکز غدیر پژوهی فعالیت خود را آغاز کرده و به تربیت مبلغ و تقویت بنیان های اعتقادی در دوره های زیربنایی غدیرپژوهی می پردازند.

سپس استاد علیرضا پناهیان که سخنران ویژه این جشن بود برای ایراد سخن به روی سن دعوت شد. استاد در ابتدای سخنانش به فتح بابی در حوزه پژوهشهای غدیر و ولایت پرداخت و کنار گذاشتن تدریجی موضوعات انفعالی و دفاعی در حوزه غدیر و تبیین فعالانه در این حوزه را نیاز امروز جامعه بشری دانست.
ایشان انفعال و دفاع را وقتی دشمن حمله می کند خوب برشمرد ولی آن را فعالیتی درجه دو محسوب کرد و افزود: «باید از این سطح فراتر برویم. باید غدیر را ترویج و تبیین فعالانه کنیم. امروزه مفاهیمی همچون حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و هر نوع مفهومی که زیر مجموعه این مفاهیم قرار می گیرد و در جامعه بشری وجود دارد نظیر اخلاق، عدالت اجتماعی، بسیاری از فضائل و زیبایی های معنوی با غدیر قابل تحقق تر و با ولایت معنا پیدا می کنند.»

پناهیان با بیان اینکه باید ولایتمداری برای همه آنقدر امر بدیهی باشد که هر کسی خواست هر مفهومی از مفاهیم انسانی و اسلامی را تعریف کند ابتدا بر ولایت تصریح و تاکید کند، مقدمه همه چیز اعم از اخلاق، خانواده خوب، تربیت فرزند و ... را ولایت عنوان کرد و اظهار دشت: «امروزه نیازی به اثبات حقانیت ولایت نیست. آن زمان در عصر جاهلیت که انسان نمی توانست ارتباط مفاهیم را با ولایت درک کند باید حقانیت آن ثابت می شد. مجموعه الغدیر علامه امینی به این منظور نگاشته شده است. امروزه باید الغدیرهای جدیدی تالیف شود که در آن به تبیین رابطه ولایت با کلیدی ترین مفاهیم اسلامی و انسانی بپردازد. این تبیین قطعا فعالانه است نه منفعلانه.»

ایشان با اشاره به آثار و پیامدهای همه جانبه وجود ولایت در جامعه خاطر نشان کرد: «امروزه شرط اول گرویدن به ولایت اعتقادات دینی نیست. می شود از راههای دیگری به تبیین ولایت پرداخت. کافی است ولایت را توصیف کنیم. این مضمون در زیارت جامعه به زیبایی بیان شده است. آنجا که ولایت را توصیف می کند و آن را ائتلاف فرقه ها، سیاستگذاران و سیاستمداران برجسته جامعه و ... می خواند.»

پناهیان با تاکید بر اینکه اگر جامعه ما در همان حالت دفاع منفعلانه از ولایت باقی بماند جامعه عقب مانده ای خواهد شد افزود: «باید دین را با معرفی ولایت برای جهانیان تعریف کنیم. باید اسلام را با ولایت که افتخار برجسته دین اسلام است، معرفی کنیم. این رویکرد را هنوز آغاز نکرده ایم. باید آغازش کنیم.»

ایشان به دانش پژوهان و همه فعالین عرصه غدیرپژوهی توصیه کرد تا در غدیر پژوهی، غدیر را به جهانیان معرفی و به دفاع از غدیر در مقابل آنان که غدیر را قبول ندارند، اکتفا نکرده و غیر مسلمانان را با غدیر آشنا کنند و غدیر را نه تنها به عنوان یک واقعه تاریخی که به عنوان یک ساختار حکومتی که دین معرفی می کند تبیین کنند.
پناهیان به قبول نبودن همه فضائل حتی نماز و عبادت، جهاد و شهادت، زکات و انفاق بدون ولایت اشاره و به مساله نذر در روز غدیر پرداخت و گفت: «جامعه بشری امامش آماده است منتها پشت پرده غیبت! اگر از غدیر آغاز کنیم تا انتهای ظهور خواهیم رفت. اگر ارزش ولایت و غدیر را متوجه شویم بیشترین نذرها در روز غدیر خواهد بود. چرا که اگر ولایت برقرار شود، انتقام خون اباعبدالله الحسین هم گرفته خواهد شد.»
سخنان استاد که به اینجا رسید وقت هم گذشته بود و استاد غدیرپژوهان را میهمان دعای خوبش کرد که: خدایا! ما را جزو بهترین مقدمه سازان ظهور آقا امام زمان قرار بده.
مجری برنامه فرزاد جمشیدی بود که با بیان شگفتش رنگی علوی و حسینی به مجلس می داد. با دعوت وی گروه نقالی میثم با حضور آقایان مشکاتی، تقی زاده، حاجی شمس و شکیبا برای پرده خوانی روایت غدیر به روی سن رفت.
ابتدای کربلا، مدینه نبود... ابتدای کربلا، غدیر بود.... ابرهای خون فشان کربلا.... اشکهای علی بود!
 این سخن منقوش ایوان دل است.... بی ولایت هر عبادت باطل است

 


هان بدانید ای گروه مسلمین... نیست جز حیدر امیرالمومنین
 
هان ای مردمان، پروا کنید.... پیشه خود شیوه تقوا کنید
تا مبادا در زمان واپسین.... نباشد دینتان چیزی جز این
 

در پایان این نقالی بیعتنامه مردم با امیرالمومنین بصورت دست جمعی قرائت شد.

انا سامعون مطیعون راضون منقادون لما بلّغت عن ربّنا و ربک  فی أمر امامنا علی امیرالمومنین و من ولده من صلبه من الأئمة، نبایعک علی ذلک بقلوبنا و أنفسنا و ألسنتنا و أیدینا

 


سخنران بعدی مراسم استاد الیاس قاسم اف دانشجوی دکترای علوم قرآن و حدیث بود که 15 سال پیش به مکتب تشیع گرویده و تاکنون حدود 10 جلد کتاب به زبانهای فارسی و تاجیکی نگاشته است. ایشان بیان واقعیتهای تاریخی تشیع را برای مخالفان و اهل سنت لازم دانست و شناساندن جایگاه والای امیرالمومنین را با متقن ترین اخبار و احادیث و منابع از ضروریات غدیرپژوهی عنوان کرد. استاد مستبصر برخورد خوب با اهل سنت در تبیین واقعه غدیر و جدا دانستن آنها از وهابیت را یکی دیگر از الزامات غدیرپژوهی برشمرد و به نقش وهابیت در جذب اهل سنت اشاره کرد.

از حاشیه های جالب این برنامه توزیع کارت نذر غدیر در میان حضار بود. حجت الاسلام و المسلمین شاه آبادی در توضیح این کار به روایات زیادی که در باب نذری دادن در روز عید غدیر آمده است اشاره کرد و گفت: «اینقدر که برای نذری دادن در روز عید غدیر سفارش شده است برای نذری دادن در محرم و صفر سخنی به میان نیامده است!»
 در پایان این مراسم به 42 نفر برگزیده از دانش آموختگان دوره های غدیر پژوهی سفر کربلا هدیه شد.

گزارش تصویری برنامه را می توانید در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت 18:11 توسط مریم نجیمی|

آنقدر بنده خوب دارى که از ما فراموشت میشود, ولى بازهم دلم برایت تنگ میشود.
براى آن روزهایى که جز تو هىچ در اندیىشه نداشتم ولى همان حداکثرهاى من هم براى نگاهت حداقلى نبود.
دلم تنگ میشود براى آن روزهاىى که در تصور نگاه مهربان تو میزیستم و چشم امیدم به شبهاى قدر و سحرهاى رمضانت بود. و تو چه آرام از من گذشتى.
دلم تنگ میشود براى فاطمیه و ذیحجه و نماز واعدنا و عرفه...
دلم تنگ میشود براى بوى محرم... براى اشکهایى که روزى ام کردى... که بىشترین نصیبم از دنیا، اشک بوده است.
دلم تنگ میشود براى امیدى که به تو داشتم و تو تا لبه پرتگاه مرا بردى و...
مگر میشود عرفه بیاید و به یاد حسینت بى تفاوت ماند؟
فردا عرفه است. مرا به خودم بشناسان. تا شاید بیابم تو را و از هراس توخالى بودن ایمانم رهایى یابم.

نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1391ساعت 12:49 توسط مریم نجیمی|

از خون جوانان وطن لاله دمیده........................از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده.................گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج‌رفتاری ای چرخ....................................چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ....................................نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ


در غم از دست دادنت چونان ابر بهار گریستم و تپشهای قلبم برای لحظه لحظه روزهایی که با تو بودم به شماره افتاد. و چقدر سخت است از تو و خوبیهایت نوشتن. چقدر زود و ناباورانه بار سفر بستی و ما را ترک گفتی.

 
برای نوشتن از تو باید چونان تو بود تا حقِ حقی که به گردن من و هزاران هزار دیگر داری ادا شود؛ آنسان که فضل و دانشت نه مایه تفاخر و سروری که حدیث تواضع و فروتنی بود.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، معدنی از علم و اندیشه بود تا بتوان دشوارترین مفاهیم را در ساده ترین قالبها پیاده کرد و فهماند.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، دریایی از سخاوت و محبت بود تا بتوان قطره قطره محبتی را که بی چشمداشت پاسخی ارزانی دیگران کردی به تصویر کشید.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، صبوری کرد به پای همه نادانسته ها و جهالت ها، و چون شمعی سوخت و روشنایی بخشید.

برای نوشتن از تو باید چونان تو، اندیشه ای ژرف و فراخ داشت تا بتوان تنها گوشه ای از سیر اندیشه ات را در باطن کلمات جای داد.
 

قلم ناچیز من قاصرتر از بیان همه کمالاتی است که تو داشتی. رفتن ناباورانه تو نه تنها جامعه زبانشناسی که جامعه اساتید و عالم انسانیت را داغدار از دست دادنت کرد.

تو نه تنها اسوه علم و دانش و فضیلت و کمالات، که اسطوره اخلاق و خوش مشربی و تربیت بودی.

تو نه تنها استاد علم آموز من بودی، که از تو آموختم چگونه انسان باشم و چگونه زیست کنم و چگونه در راه اعتلای آرمانهایم حتی در کمترین زمان ممکن گامهای بلند و استوار بردارم.

جایت در قلبهایمان همیشه خالی است و یادت بر اندیشه هایمان همیشه جاویدان. روحت شاد.

 
 
نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد 1391ساعت 22:31 توسط مریم نجیمی|

سوريه و مقاومت؛ دو واژه‌اي كه اين روزها با هم عجين شده‌اند، آن‌چنان كه اگر تا چندي پيش دولت بشار اسد نزد عده‌اي ضعيف مي‌نمود، امروز قدرتش مثال‌زدني است؛ چراكه هر روز فشارهاي جهاني و دست‌هاي استكبار بيش‌تر و بيش‌تر در تغيير حكومت سوريه عيان مي‌شود و اين كشور هم‌چنان چون سروي مقاوم ايستاده است و اين ايستادگي با برگ برنده سيدحسن نصرالله بيش‌تر معنا پيدا مي‌كند، آن‌جا كه سوريه را نه‌تنها پل ارتباطي ايران و مقاومت لبنان و فلسطين مي‌خواند، بلكه اذعان مي‌كند كه قسمتي از پيروزي 33 روزه و 22 روزه را مديون موشك‌هاي سوريه است.

اتفاقاتی که در ماههای اخیر در کشور دوست و برادر سوریه در حال وقوع است و نقشی قدرتهای استکباری آمریکا و رژیم صهیونیستی برای پیشبرد منافع خود در این کشور، این روزها همه را دست به قلم کرده است. تحلیل جناب ربانی پور از وقایع در حال وقوع سوریه تحلیلی خوب و میشود گفت با نگاهی همه جانبه به بررسی مساله پرداخته است. شما رو دعوت می کنم تا اصل مطلب رو در وبلاگ خودشون مطالعه کنید.
 
تحلیل نویسنده خوش بیان وبلاگ حی علی الجهاد و ترجمه این مطلب توسط بنده به زبان انگلیسی را می توانید از اینجا بخوانید.
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 22:32 توسط مریم نجیمی|

تنها نشسته ام و به زمان خیره شده ام که آرام آرام از پیش چشمانم عبور می کند. لحظه لحظه که خود را از درونم بیرون می کشد ذره ذره وجودم را نیز بیرون میکشد. تا کجا تاب بیاورم اشک را؛ نمیدانم.
چقدر سخت و نفس گیر است گذر زمان وقتی جانت را به همراه خود بیرون می کشد و می برد و تو در انتظار.... در انتظار لختی سکون و سکینه. جنگی نابرابر، طوفانی سهمگین؛ هیچ دست آویزی در دسترس نیست. نفسهایم به شماره افتاده. قلبم سنگینی می کند. چشمانم تاب جاری نشدن ندارد. مرا دریاب
و قطره اشکی که بر گونه می غلتد و تا انتهای جاده سرازیر می شود و در میان تار و پود دنیا گم می شود. تو گویی راه آسمان باز شده و اوست که در آغوشت می کشد.

ای آنکه زنده ای پیش از آنکه دیگران زنده باشند؛ و ای آنکه زنده ای بعد از آنکه همه می میرند؛ مرا زنده گردان

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 17:1 توسط مریم نجیمی|

صحبتهای حضرت امام خامنه ای در 24 خرداد 91 در دیدار با نمایندگان مجلس نهم در واقع آسیب شناسی مجلس هشتم و ترسیم خط مشی روشن و شفاف برای عملکرد نهاد قانون گذاری کشور است. بر تک تک مواردی که معظم له اشاره دارند می توان چندین سطر حاشیه نگاری کرد. آنچه مهم به نظر می رسد الگو برداری منتخبین ملت از این توصیه ها برای تقویت نقاط مثبت و از بین بردن نقاط ضعف مجلس است؛ باشد که کلام نور را بر دیده منت بگذاریم و در پی عینیت بافتنش برآییم.

بایسته های مجلس: استقلال، آزاد فکری، رعایت مصالح کشور، احساس شجاعت در مقابل دشمن، امید به آینده، برنامه ریزی

نیاز مبرم همه بویژه مسئولین به احساس تکلیف، اخلاص نیت و عمل برای خدا، توکل به خدا و ارتباط با خدا

دنبال تکلیف و رضای الهی باشیم.

شهادت در راه خدا یعنی با خدا معامله کنی برای مرگی که ناگزیر از آن هستی تا برایت سعادت بیاورد.

در زندگی دنیایی هم اگر از خواسته های هوس آلود و حرام به خاطر خدا بگذریم، خداوند بخاطر این گذشت پاداشی فرای همه آنچه که ممکن بود بواسطه این خواسته بدست بیاوریم به ما خواهد داد.

مجلس رکن اساسی در نظامی است که ندای معنویت را در عالم بلند کرده است.

مشکل دنیا با مردم سالاری دینی و اسلامی، با دعوت به دین است.

برای معارضه با این دشمنی ها باید به قدرتی متکی بود آنهم قدرتی معنوی.

باید نیت، دل و هدفمان را بیش از پیش خدایی کنیم. آنوقت است که مشکلات حل و دشمن از غلبه بر ما ناامید خواهد شد.

استحکام رابطه با خدا،  افزایش موفقیتها و رفع موانع را در پی خواهد داشت. باید برای خدا کار کنیم.

مجلس باید زنده باشد؛ یعنی با نشاط و با تحرک باشد. این نشاط و تحرک از راه انجام درست وظایف حاصل می شود؛ وضع قوانین خوب؛ یعنی قانون به روز، غیر تکراری، بی معارض،... از لوازم زنده بودن مجلس حضور مفید داشتن در محیط کار است. یک نفر که حضور نداشته باشد راه برای عدم حضور سایرین هم باز می شود. این را باید اصلاح کنید. نظارت درست یعنی بر اساس نیات درست و غیر جانبدارانه و عمیق هم از واجبات مجلس است. حضور سیاسی در فضای کشور و جهان؛ اعلام مواضع صریح در جریاناتی که در داخل و خارج رخ می دهد.

خاورمیانه قلب دنیاست. موضع مجلس در جریانات منطقه اثر گذار است. داشتن فکر درست، استفاده از کلمات و جملات درست در وقت مناسب بر حرکتهای منطقه تاثیر می گذارد.

قانون گذاری به وقت، به هنگام و درست در کنار نظارت صحیح و نیز حضور در مسائل کشور و منطقه نشانه های زنده بودن مجلس است.

کمیسیونها اتاق فکر مجلس هستند برای پخته کردن مسائل در صحن مجلس و تصمیم گیری برای سرنوشت کشور.

مجلس باید سالم باشد؛ سلامت سیاسی، اخلاقی و مالی.

وجود گرایشاتی که با بعضی از اصول انقلاب منافات داشته باشد، گم شدن دغدغه وظیفه، بی مبالاتی در مسائل مالی، خرج تراشی های بیخود برای مجلس نشانه عدم سلامت مجلس است.

مجلس باید در کاهش هزینه ها الگوی سایر دستگاهها باشد. هزینه سفرهای احیانا بی مورد، و شخصی بخصوص در هیات رئیسه مجلس، باید از بین برود.

خود نظارتی و پرهیز از تعرض به آبروی این و آن از نشانه های سلامت است.

مجلس جای گفتگوی خردمندانه و حکیمانه است.حرفها باید با استدلال همراه باشد. دست زدن، هیاهو کردن، صدا درآوردن در مجلس!!! خیلی چیز بدی است که باید ریشه کن شود.

استقلال مجلس بسیار اهمیت دارد. ولی استقلال به معنای پریدن به دولت! نیست.

نیاز به اتحاد بسیار دیده می شود. اتحاد به معنای همسان بودن افکار نیست. بلکه به این معناست که در ضمن اختلاف نظرها دستمان در دست یکدیگر باشد.  نباید با هم دست به یقه بشویم. در جهت مصالح عالیه کشور با هم همدلی کنیم.

محور اصلی حرکت کشور تفکر دینی و جهتگیری دینی و اسلامی است. انشالله در پایان دهه پیشرفت و عدالت به رقم برجسته ی چشمگیری از عدالت دست خواهیم یافت.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 1:12 توسط مریم نجیمی|

جدیدا در نظر دارم جهت تعمیق در کلام نورانی امام خامنه ای پس از هر بار صحبتهای ایشون نکاتی رو که به نظرم میاد در اینجا درج کنم تا مورد استفاده دوستداران ایشون هم قرار بگیره.

این سخنان در تاریخ 14 خرداد 91 در حرم مطهر امام خمینی(ره) ایراد شده است.


امام خمینی علاوه بر اینکه پدر امت ایران بودند به معنی مظهر مهربانی و رحمت، اقتدار و صلابت و شخصیت؛ پدر جنبشهای اسلامی دنیای اسلام هم هستند.

دمیدن روح عزت ملی در کالبد کشور یکی از نقشهای پدارنه حضرت امام برای انقلاب بود.

عزت یعنی مستحکم ساختن یک فرد یا جامعه به لحاظ درونی تا بتواند در مقابله با دشمن و موانع، با اقتداربرخورد کرده و بر چالشها غلبه کند.

عزت واقعی از آن خداست و فقط به کسی تعلق می گیرد که در جبهه خدایی باشد. عزت خدایی متعلق به پیامبر و مومنین است.

کثرت عدد، قدرت مادی، پول و سلاح عزت آفرین نیست. توکل بر خداوند عزت آفرین است.

فواید عزت:

عملکرد عزت همچون حصاری است که نفوذ و غلبه دشمن (از دشمنان سیاسی و اقتصادی گرفته تا دشمن اصلی که شیطان است)را ناممکن می کند.

امام خمینی(ره) آینه تمام نمای توکل بر خدا و عزت الهی است. و نیز روح این عزت را در ملت دمید و در اثر آن ،ملت خود را و توانایی های خود را کشف کرد. تحقق وعده های الهی از جمله غلبه مستضعفین بر مستکبرین در اثر همین عزت ملی است.

   عزت ملی؛

برای کشف عزت ملی برآمده از انقلاب اسلامی باید در تاریخ تعمق کرد و از آن درس گرفت.


نشانه های ذلت دویست سال منتهی به انقلاب:

1.     انزوای سیاسی و شکل گیری استعمار در منطقه خاورمیانه، اسارت ملتها، غارت منابع ثروت آنها بدون اطلاع دولت و ملت ایران.

2.     وضعیت رو به انحطاط اقتصادی

3.     عقب ماندگی در حوزه علم و فن آوری

4.     سیاست داخلی ضعیف و بله قربان گوی استعمار باعث از دست دادن تمامیت ارضی در برخی نقاط شد؛ نظیر 17 شهر قفقاز از ایران جدا شد، اشغال بوشهر، تهدید دولت مرکزی توسط نظامیان بیگانه در قزوین، روی کار آمدن حکومت دست نشانده پهلوی و انتخاب رضاخان توسط انگلستان که در نتیجه آن سیاست و اقتصاد ایران به دست انگلیس افتاد،

استثناءهای این دوران 200 ساله که همگی در کوتاه مدت و بعضا ناکام بودند:

1.     وزارت 3 ساله امیرکبیر.

2.     فتوای میرزای بزرگ شیرازی.

3.     دخالت علما در انقلاب مشروطه.

4.     نهضت ملی شدن صنعت نفت.   

تاثیر انقلاب بر عزت ملی

1.     احیاء روح عزت ملی در ملت ایران.

2.     جایگزینی فرهنگ "ما می توانیم" به جای پذیرش ذلت.

3.     امام ظرف ملت را برای دریافت رحمت الهی آماده کرد. ایمان سبب عزت، علو مادی و رشد است. بیداری مردم و حضور آنها در صحنه زمینه دریافت هدایت الهی و حرکتی بدون وقفه درجهت کسب عزت الهی را فراهم کرد.

ادبیات انقلابی امام

1.     تکیه بر ساخت درونی ملت.

احیای روح عزت نه با تفاخر و غرور که با به خود بستن و استحکام ساخت درونی. که البته مقطعی نبوده و مستمر و ادامه دار است. مبارزه ومقابله با عوامل رکود و ایستایی که بخشی درون خود ما و بخشی تمهیدات دشمن می باشد، از رموز این استحکام درونی است.

2.     توقف نکردن در مسیر پیشرفت و حرکت در تمام ابعاد وجودی انسان. ایستادگی و پایداری شرط بازنگشتن به دوران ذلت است.


پیشرفتای ملت ایران:

1.     غلبه بر همه چالشهای سیاسی و نظامی و امنیتی و اقتصادی که برای از بین بردن موجودیت نظام بودند.

2.     قدرت سیاسی و تاثیر گذاری بر تحولات دنیا و منطقه خاورمیانه و نقاط مختلف جهان به اعتراف خودشان.

3.     خدمات عمرانی و آبادانی بسیار در کشور، پیچیده ترین طرحها و دستگاههای صنعتی، سازه های مهندسی و ...

4.     شتاب علمی کشور که 11 برابر متوسط رشد دنیاست. در حوزه هسته ای، نانو، سلولهای بنیادی، هوافضا، زیست فناوری. این تحریمهایی که انجام گرفت، بزرگترین کمک را به ما در زمینه این رشد علمی داشته است.

5.     مردم سالاری اسلامی، که نشانه بارز آن برگزاری انتخابات های پرشور بدون حتی یک روز تاخیر در کشور است.

6.     انگیزه ها و شعارهای انقلابی مردم در طول برگزاری جشنهای مردمی پیروزی انقلاب اسلامی.

7.     تهذیب و تطهیر روحیه،  توجه مردم به معنویات روز به روز رو به پیشرفت است.

آنچه دنیا را می ترساند ایران هسته ای نیست، بلکه ایران اسلامی است. ملت ایران اثبات کرده اند که بدون تکیه به آمریکا و قدرتهای مدعی و بلکه با دشمنی های آنها می تواند به پیشرفت واقعی برسد.

 

توصیه ها

اکر دل خوش کنیم به آنچه بدست آورده ایم و توقف کنیم، شکست خواهیم خورد و به عقب باز خواهیم گشت.

غرور، عجب و خودشیفتگی ما را به زمین خواهد زد.

ما مسئولان اگر دچار خود محوری، تکبر و خودشیفتگی بشویم تو دهنی می خوریم. نباید در پی کسب محبوبیت، تمتعات دنیوی، پرداختن به اشرافیگری و تجملات باشیم. باید خودمان را حفظ کنیم.

توقف، خودشیفتگی، غفلت، اشرافیگری، لذت جویی و جمع کردن زخارف دنیا برای مسئولین ممنوع است.

هنوز به قله نرسیده ایم؛ با این ممنوعیتها می توانیم به قله برسیم. باید این حرکت به سمت پیشرفت را در همه زمینه ها بی وقفه ادامه دهیم.

تنها اثری که تحریمهای یک جانبه و چند جانبه بر ملت ایران می گذارد عمیق تر شدن نفرت و دشمنی ملت ایران از غرب خواهد بود.

بیداری اسلامی

بیداری اسلامی نشانه بارز بیداری ملتها و با انگیزه بازگشت به عزت ملی و عدالت اجتماعی و آزادی در سایه اسلام است.

آزادی، مردم سالاری، اعتنا به هویت انسانها تنها در اسلام هست نه در مکاتب دیگر.

غربیها می خواهند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند. ملتها باید مراقب باشند دور نخورند. تغییرات منطقه خاورمیانه رامراقب باشند.

1.     فضای سیاسی منطقه تغییر کرده. حمایت غرب از مبارک قبل از پیروزی مردم مصر و حمایت غرب از مردم بعد از پیروزی را توجه کنید!  این مساله نشان دهنده اهمیت پیدا کردن مردم سالاری در منطقه است. آنها می خواهند با تکیه بر مردم سالاری جایی برای خود باز کنند در میان ملتها.

2.     تاکید بر مصر، به علت عقبه تاریخی بزرگی که دارد. و به تعبیر سران رژیم صهیونیستی گنجی استراتژیک برای آنهاست. اهمیت آنجاست که این گنج از دست این غاصبان خارج شده. ظلمهایی که مبارک بواسطه رژیم صهیونیستی بر ملت مصر و فلسطین روا داشت را تاریخ فراموش نخواهد کرد.

3.     خالی شدن دست صهیونیستها از این گنج صدای آنها را بلند کرده است. حامیان غربی آنها امروز گرفتار  مشکلات مالی، اقتصادی و اجتماعی هستند. مردم در کشورهای غربی معترض وضع موجودند. همه ملتها از آمریکا متنفرند. آمریکا دچار بحران است. می خواهند این بحران را به مناطق دیگر اعم از آفریقا، آسیا و خاورمیانه منتقل کنند. و با حادثه آفرینی در کشورهای دیگر ضعف خودشان را بپوشانند. دامن زدن به اختلافهای قومی، مذهبی و طائفی از این برنامه هاست. باید هوشیار باشیم.

4.     اختلاف افکنی میان شیعه و سنی را آمریکاییها از انگلیسیها یادگرفتند!  همه باید بیدار باشند. سنی، شیعه، عالم مذهبی، نخبه دانشگاهی، آحاد مردم باید بفهمند توطئه  و نقشه دشمن را و به آن کمک نکنند.

5.     آمریکا برای پوشاندن مسائل خودش به  بزرگ کردن مسائل کشورهای دیگر به دروغ متوسل می شود. مثلا در همین مساله هسته ای ایران!

6.     نگاه ما به منطقه و بویژه مصر و اتفاقاتی که در آن می افتد امیدوارانه است.

7.     مظلومیت مضاعف مردم بحرین که بوسیله رژیم مستبد و دیکتاتور بی جهت سرکوب می شود. مگر آنها چه می خواهند؟ اولین و ابتدایی ترین نیازهای انسانی یک کشور مردم سالار را طلب می کنند. بیخود مساله شیعه بودن را مطرح می کنند و اختلاف با حکومت سر مذهب را! در صورتی که بحث شیعه و سنی نیست اصلا.

8.     انشالله همه مجاهدتها به نتیجه خواهد رسید. مواظب دامن زدن به آتش های قومی و طائفی و فرقه ای باید بود. این نصیحت ماست به همه اطراف قضایا.

9.     بدون ترديد، آينده براى ملتهاى مسلمان و براى اسلام و مسلمين و براى ملت ايران، از گذشته بهتر است.


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 15:33 توسط مریم نجیمی|

اتحاد خوب است، ولی هیچ چیز پایداری نمی شود؛ بدون پایداری و استقامت اتحاد به جایی نخواهد رسید



یادداشت یکی از دوستان: اتحاد فی نفسه معنی نمی دهد و ارزش نیست مگر اینکه حول پاسداشت ارزشی شکل بگیرد. حال که شکل گرفت نباید به آن ارزش یا ارزش ها تخطی شود، اتحادی که در آن باند بازی و مسامحه باشد، چه برکاتی برای آن ارزش ها دارد.

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:13 توسط مریم نجیمی|


آخرين مطالب
» سازش ناپذیر؛ چرا این مرد با غرب و آمریکا سازش نخواهد کرد؟
» چرا امام آمریکا را شیطان اکبر می دانست؟
» سی و پنجمین فجر انقلاب اسلامی مبارک
» بزرگترین ظلم دموکراسی به مردم، قلب مفهوم "مردم"
» رابطه با آمریکا! آری یا خیر
» حمایت از تولید داخلی در رسانه ملی
» عمری که میگذرد....
» مرد ایرانی یا کره ای؟!
» سخت ترین انتخاب
» نمادهای روباه پیر درمکه مکرمه چه می کنند؟
Design By : Pars Skin